محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 214
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
بسيارى دادهاست از آن جمله يحيى بناكثم قاضىمشهور « 1 » . و قاضى ابن خلّكان شافعى در كتاب وفيات الاعيان در ترجمهء يحيى ابن اكثم مذكور به اين مضمون گفته كه : در او هيچ عيبى نبود مگرهمان چيز كه به آن متّهم بود ، يعنى حُكّه وابْنه « 2 » . ونيز راغب در كتاب محاضرات روايتكرده است كه : جالينوس طبيب به مرض ابنه وحُكّه مبتلى بود روزى پسرى در پس ديوارى با او به مباشرت مشغول بود ، ناگاه درّاجى پريد ، و آن پسر دست از عمل برداشته متوجّه گرفتن درّاج گرديد ، طبيب را اين حركت ناخوش آمد و با درّاج عداوت به هم رسانيده ؛ به جهت مرضى حكم به اكل گوشت درّاج نمود شايد در آن مملكت درّاج باقى نماند « 3 » . و همين ناخوشى را نسبت به خليفهء ثانى نمودهاند ، چنانچه فاضل سيّدنعمةاللَّه موسوى جزايرى دركتاب انوار نعمانى گفته كه : محقّق جلال الدّين سيوطى در حواشى كتاب قاموس نزد تصحيح لفظ ابنه چنين گفته كه : ابنه در ايّام جاهليّت در چند كس بوده كه يكى از آنها سيّد ماعمر
--> ( 1 ) - محاضرات الادباء : 2 / 251 . ( 2 ) - وفيات الأعيان : 6 / 152 ، تاريخ بغداد : 14 / 193 - 198 . ( 3 ) - محاضرات الادباء : 2 / 253 .